مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

339

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

مفهوم غايت جمله « يجب الامساك الى الليل » كه بر عدم وجوب امساك در شب دلالت مىكند ، با مفهوم شرط جمله « إن جاءك زيد فلا يجب الامساك فى الليل » كه بر وجوب امساك در شب در صورت نيامدن زيد ، دلالت مىكند . در تعارض مفهوم شرط با مفهوم غايت ، مفهوم غايت مقدم مىشود . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 4 ، ص ( 733 - 732 ) . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 4 ، جزء 2 ، ص 150 . تعارض مفهوم شرط و مفهوم وصف تنافى مفهوم شرط يك دليل با مفهوم وصف دليل ديگر تعارض مفهوم شرط و مفهوم وصف ، به معناى تنافى ميان مفهوم شرط يك دليل و مفهوم وصف دليل ديگر است ، مثل : مفهوم جمله « هر عالمى نزد تو آمد به او احترام كن » ، با مفهوم جمله « اكرام عالم فاسق واجب نيست » ، كه مفهوم جمله اول ، عدم وجوب اكرام عالمانى است كه نزد او نمىروند و مفهوم جمله دوم ، وجوب احترام عالمان عادل است حتى اگر نزد او نروند . در تعارض مفهوم شرط و مفهوم وصف ، مفهوم شرط بر مفهوم وصف مقدم است . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 733 . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 4 ، جزء 2 ، ص 150 . تعارض مفهوم و عام ر . ك : تعارض عام و مفهوم تعارض مفهوم و مفهوم تنافى مفهوم يك دليل با مفهوم دليل ديگر تعارض مفهوم و مفهوم ، از اقسام تعارض ادله لفظى و به معناى تنافى ميان مفهوم دو دليل مىباشد ، مانند : تعارض مفهوم جمله « يجب الامساك الى الليل » كه جمله غايى بوده و غايت امساك را شب قرار داده است ، با مفهوم جمله « إن جاءك زيد فلا يجب الامساك فى الليل » كه جمله شرطيه بوده و مفهوم شرط در آن مقتضى وجوب امساك در شب در صورت نيامدن زيد است ، كه با مفهوم غايت در جمله اول كه مقتضى عدم وجوب امساك در شب به صورت مطلق چه زيد بيايد و چه نيايد مىباشد ، تعارض دارد . در تعارض دو مفهوم ، ميان آنها جمع دلالى انجام مىگيرد ؛ يعنى يكى از آن دو بر ديگرى حمل مىشود . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 4 ، جزء 2 ، ص 150 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 4 ، ص ( 733 - 732 ) . ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 4 ، ص ( 353 - 351 ) . تعارض مفهوم و منطوق تنافى مفهوم يك دليل با منطوق دليل ديگر يكى از اقسام تعارض ادله لفظى ، تعارض مفهوم و منطوق است كه به معناى تنافى ميان مدلول منطوقى يك دليل و مدلول مفهومى دليل ديگر است ، مانند : « اذا خفى الاذان فقصّر » و « اذا خفيت الجدران فقصّر » كه مفهوم هريك با منطوق ديگرى تعارض دارد ؛ منطوق جمله اول اين است كه در مسافرت ، هرجا كه صداى اذان شنيده نشده ، نماز شكسته مىشود و مفهوم آن اين است كه اگر چنين نشد ، نماز كامل است ، چه ديوار شهر از ديده‌ها پنهان شود و چه نشود ، و منطوق جمله دوم اين است كه در سفر هرجا ديوار شهر از ديده‌ها پنهان شود ، نماز شكسته مىشود و مفهوم آن اين است كه اگر پنهان نشود نماز كامل است ، چه صداى اذان شنيده شود و چه نشود . حكم تعارض مفهوم و منطوق در حالات مختلف ، متفاوت بوده و بستگى به اين دارد كه امكان جمع عرفى بين آنها وجود داشته باشد يا نه ؛ در صورت عدم امكان جمع عرفى ، قواعد باب تعارض با رعايت خصوصيات هر مورد جريان مىيابد . ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 4 ، ص ( 353 - 351 ) . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 564 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 118 . مجاهد ، محمد بن على ، مفاتيح الاصول ، ص 702 . تعارض مفهومين ر . ك : تعارض مفهوم و مفهوم تعارض منطوق و عام ر . ك : تعارض عام و منطوق تعارض منطوق و مفهوم مخالف تنافى منطوق يك دليل با مفهوم مخالف دليل ديگر تعارض منطوق و مفهوم مخالف ، مقابل تعارض منطوق و مفهوم موافق ، و به معناى تنافى منطوق يك دليل با مفهوم مخالف دليل ديگر است ؛ براى مثال ، از يك‌سو ، دليل عامى به دلالت منطوقى مىگويد : « كل ماء طاهر » كه آب قليل ، كثير ، ملاقى با نجس و غير ملاقى را شامل مىشود ، و از سوى ديگر ، قضيه شرطيه‌اى وجود دارد كه در مفهوم ظهور دارد ، مانند : « الماء اذا بلغ قدر كر لا ينجّسه شىء » كه مفهوم مخالف آن عبارت است از : « فاذا لم يبلغ الماء قدر كر ينجس بالملاقاة » . در نتيجه ، اين مفهوم خاص با منطوق عام تعارض پيدا مىكند . اصولىها در اينكه كدام يك از اين دو بر ديگرى مقدم است ، اختلاف دارند : برخى منطوق را مقدم مىشمارند ، زيرا دلالت منطوق اقوا است ؛